تبلیغات
دختر سرزمین بارانی - من!

دختر سرزمین بارانی

جایی که من توش زندگی میکنم آبی آبیه..ولی نه دریاست نه آسمون...

من!

خیییییییییییییلی وقت میشه که سر نزدم.نه؟
ولی خب اصلا نمیتونستم بیام!
راستشو بخواین هرچقد که بیشتر تایپ میکنم بیشتر میفهمم چقد دلم واسش تنگ شده.
واسه کی؟
واسه دختر سرزمین بارانی..
واسه اون حال وهواییکه وقتی توی این وب مینویسم دارم..
واسه یه گوشه هایی از خودم..
شماها که میدونید...
من هزار تا سوراخ سنبه دارم که تو هر کدوم یه جنبه متفاوت از من خوابیده...
ولی...
وقتی اون جنبه یهواز خواب پاشه...
اونوقته که از خودم تعجب میکنم...
از خودم تعجب میکنم و با تمام وجود حس میکنم خودمو نمیشناسم!!
آره..احمقانست!ولی روزی نیست که من به عمق این جمله پی نبرم...
"من خودمو نمیشناسم!"
خیلی بده،نه؟
آره..از بدم بدتره..
صب کنین ببینم..
بین شماها...کسی هست که منو بشناسه؟
واقعا منو بشناسه؟
و هر کسی که هست...بهم بگه...
من چه جور آدمیم؟
آآآآآآآآآآه.......
پرده اتاق نارنجیه و الان آفتاب دراومده و نور نارنجی اتاقو پر کرده...
میتونین تصورش کنین چه شکلیه،نه؟




[ دوشنبه 18 دی 1391 ] [ 11:33 ق.ظ ] [ سارا ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه