تبلیغات
دختر سرزمین بارانی - پر پرواز

دختر سرزمین بارانی

جایی که من توش زندگی میکنم آبی آبیه..ولی نه دریاست نه آسمون...

پر پرواز

من دلم،یک پر پرواز میخواهد،
پر بزنم،
بنشینم روی سقف یک مدرسه،
دست نشان بچه ها شوم و،
معلم روی تخته بکوبد و بگوید: "حواسا اینجا!!"
از همان مدرسه هایی که خودم روزی توی حیاطش قدم میردم...

من دلم،یک پر پرواز میخواهد،
پر بزنم،
اوج بگیرم بر فراز یک باغ،
همسایه ی شاخه های درخت شوم و،
باغ تعجب کند و بگوید :"مهمان جدیدی اینجاست!"
از همان باغ هایی که کودکی ام لای درختانش گم شد.

من دلم یک پر پرواز میخواهد،
پر بزنم،
بروم و بروم و بروم تا سرزمین شاهزاده ی خوشبخت.
روی شانه ی بی جواهرش بنشینم و،
شاهزاده ی کور لبخند بزند و بگوید :"پرستو!برگشتی؟!"
از همان شاهزاده های خوشبختی ای که خوشبختیشان با جواهرات به یغما نرفت!

من دلم،یک پر پرواز میخواهد،
پر بزنم،
سفر کنم به دیار آسمان های پر بادبادک،
دنباله ی نخ بادبادک شوم و،
نسیم خنده اش بگیرد و بگوید :"تو و بادبادک بازی"؟
از همان بادبادک هایی که نظیرشان لای شاخه های درخت همسایه جان داد...

من دلم،یک پر پرواز میخواهد،
پر بزنم،
همراه شوم با پیرمردی دست فروش و دوره گرد،
تنهایی اش را پرکنم و،
پیرمرد لبخند بی دندانی بزند و بگوید :"حاشا به وفای تو!"
از همان پیرمرد هایی که توی 6 سالگی دختر خانم خطابم کرده بود

من دلم،یک پر پرواز میخواهد،
پر بزنم،
برسم به مزرعه ای با خوشه های بلند و مترسکی تنها،
روی کلاه مترسک بنشینم و،
مترسک توی باد تکان بخورد و بگوید: "از دوست کلاغم خبر نداری؟"
از همان مترسک هایی که روزی کلاغ ها را از دور و برش دور میکردم

آری...
نمیدانی،
من،
دلم،یک پر پرواز میخواهد،
پر بزنم،
پر بزنم و پر پز بزنم و بر بزنم،
خسته که شدم،
فرود آیم توی قلبت،
خب بگو ببینم،
راهم میدهی؟





[ یکشنبه 17 شهریور 1392 ] [ 12:13 ق.ظ ] [ سارا ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه